داستانک واقعی 8

سه مرتبه این جمله را فرمود. کسی جواب او را نداد مگر علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) برخاست و عرض کرد یا رسول الله من می‌خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا به خاطرم راه نداده فکر دنیا رانمی‌کنم.رسول خدا: بخوان. علی نماز را خوانده و تمام کرد. جبرئیل نازل شد و عرض کرد یا رسول الله یکی از دو شتررا به علی بده.رسول خدا: من با علی شرط کرده بودم چیزی از دنیا به قلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز به خاطرش آورد من کدام یکی را بگیرم بزرگش را یا چاقش را.جبرئیل: یا محمد خداوندمی‌فرماید که علی فکر می‌کرد بزرگ را بگیرم یا چاق را گرفته قربانی کنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فکر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یک شتر از آن دو شتر را به علی (علیه السلام) داد.

منبع:مناقب، ج1، ص302

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

/ 1 نظر / 10 بازدید
فرشته

سلام عزیزم،وبلاگ خیلی خوبی داری و من دوستش دارم. مرسی که به وبلاگ من سر زدی گلم[گل]